BarF
امروز بلاخره برف اومد...از صبح ساعت 6:30 که بیدار شدم که هم یکم درس بخونم و هم آماده شم برم درمانگاه چشمم که به بیرون افتاد کلی ذوق مرگ شدم.نزدیک 3 سانت برف روی موزاییکای حیاط رو پوشونده بود.با خوشحالی به ماهک مژده ی باریدن برف رو دادم و اونم با کلی انگیزه بهم میگفت آبجی بیا بریم حیاط و رو برفا دراز بکشیم...یاد 2 سال پیش افتادم که تو حیاط خونه یه آدم برفی درست کردیم و تو برفا خوابیدیم و کل سلولهای تنمون با برف اخت گرفت:دی
از صبح بی وقفه داره برف میباره.الان که دارم مینویسم ساعت حدودای 4:15 بعداز ظهره و بارش به10-15 سانت رسیده.دلم کلی برف میخواست.خدایا شکرت بابت این نعمت...امروز نزدیک 20دقیقه پیاده روی تو برف داشتم اما با مشقت.فقط چشمام دیده میشد:دی من دلم دراز کشیدن تو برف میخواد.دلم یخ زدن نوک بینی و قرمز شدنشو میخواد...
اینجاست که آدم منصرف میشه از عمل رینوپلاستی:دی من دلم دیوونگی با برف میخواد خو...
امیدوارم تا آخر امسال کلی شاهد باریدن برف باشیم...
+چرا جدیداً اینقدر سعید کرمانی گوش میدم آیا؟
+برخلاف امروز،از سرشب احساس افسردگی میکنم،فکر کنم اختلال شخصیت دوقطبی پیدا کردم:دی
+همینطور داره برف میباره.رسیده به 50-60 سانت....یوووووهوووووووو
از صبح بی وقفه داره برف میباره.الان که دارم مینویسم ساعت حدودای 4:15 بعداز ظهره و بارش به10-15 سانت رسیده.دلم کلی برف میخواست.خدایا شکرت بابت این نعمت...امروز نزدیک 20دقیقه پیاده روی تو برف داشتم اما با مشقت.فقط چشمام دیده میشد:دی من دلم دراز کشیدن تو برف میخواد.دلم یخ زدن نوک بینی و قرمز شدنشو میخواد...
اینجاست که آدم منصرف میشه از عمل رینوپلاستی:دی من دلم دیوونگی با برف میخواد خو...
امیدوارم تا آخر امسال کلی شاهد باریدن برف باشیم...
آپ درست و حسابی نشد.فقط تند تند و با شوق و ذوق آپیدم که از امروز برفیم بگم...
پیکسی نوشت:
+عقده ام برطرف کردم و با ماهک رفتیم رو برفا قدم زدیم و قاقالیلی خریدیم و نوش جون کردیم:دی+چرا جدیداً اینقدر سعید کرمانی گوش میدم آیا؟
+برخلاف امروز،از سرشب احساس افسردگی میکنم،فکر کنم اختلال شخصیت دوقطبی پیدا کردم:دی
+همینطور داره برف میباره.رسیده به 50-60 سانت....یوووووهوووووووو
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16:32 توسط AngeL Vs PixiE
|