1

سخته بعده 9-10 ماه بخوای آپ کنی..اما دیگه وقتشه...بهترین بهونه ای بود که دوباره برگردم بلاگفا.هٍه...
بیخیال اتفاقایی که قبلآ برامون پیش اومده...بریک لاوامون...به قول خودت ما تازه برای هم متولد شدیم:)
کمتر از 10 روزه که دلبسته ی هم شدیم...نمیدونم راست و دروغشو اما هر دومون احساس میکنیم عاشق همیم...این 10 روز برام خیلی ارزشمند بود...حس میکنم 10 ساله میشناسمت...ترجیح میدم اگر هم این حس و حالامون یه عشق توهمی باشه خودمو با تو خوشبخت ترین دختر دنیا بدونم...اس هامون...چت های طولانی چندین ساعتمون...صدای آرامش بخشت...همه و همه برام مثل یه رویای فانتزیِ...
وقتی دلتنگِ همیم..وقتی هیچی جز با هم بودن ذهن پریشونمونُ آروم نمیکنه...وقتی بهم عشق میدی!بهت عشق میدم!قشنگترین ساعت های زندگیمون رو تجربه میکنیم...نمیدونم این ریسکی که کردیم درستِ یا نه!اما راس میگفتی که نباید به فال و سال اعتقاد داشته باشیم...
بابت همه ی حرفای دیروز و دیشبم که ناراحتت کرد معذرت...قول میدم عشقتو اَ تهِ تهِ قلب ناقصم:دی حس و باور کنم...
عاشّقتمممممم....بوسسسسسسسس اَ اونایی که مستمون میکنه هر شب:ایکس
+با وجود تو دیگه برام هضم کردن مشکلات کوچیک و بزرگم راحت تر شده...وجودت بهم حس تو اوج بودنُ میده:*
+بهت اس دادم که آپ اولُ تو راسّ و ریس کنی...اما من این کارو کردم...خواستم وقتی اَ خواب بیدار میشی سورپرایزت کنم:*
+میگ میگ ویژ